به نام "او"
هی
پروانه که آرام به او نزدیک میشوی،
بدان و آگاه باش که این سرآغاز سفری سوزناک است.
هی برگ که پرهیاهو در دستان باد رها شدهای،
بدان که در این سفر هر آن به سمتی خواهی رفت.
هی آسمان... ببار... ببین اینجا در روی زمین دل کبوتری گرفته است.
هی خورشید... چرا آنقدر دور مانده ای که حتی پشت ابر هم دیگر منزلگاه تو نیست...
تو خیلی دوری... خیلی دور...
برچسب:
نویسنده: سام هاشمی
تاريخ: شنبه
1 ارديبهشت
1397 ساعت: 22:31